پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

216

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

ارتخشثر چندان از شنيدن خبرهاى نهانى لذت ميبرد كه تيموقوراس « 1 » آتنى به دستيارى دبير او بلوريس « 2 » خبرهايى به او رسانيد و او ده هزار در يك پادشاه داد و چون تيموقوراس دردى داشت كه بايستى شير گاو بخورد هميشه هشتاد گاو شيرده از پى او بيرون برده مىشد . نيز براى او رختخواب و فرش و ابزار خانه فرستاده نوكران براى درست كردن و نگهداشتن آنها روانه كرد . زيرا كه يونانيان چنان مهارتى را ندارند . نيز تخت روانى برايش داد كه او را كه ناتندرست بود تا كنار دريا برسانند . گذشته از جشن شاهانه و بسيار باشكوهى كه در دربار به نام او برپا ساختند و در اين جشن بود كه اوستانيس برادر پادشاه به او گفت : تيموفراس فراموش نكن اين ميز آراسته پرشكوه را كه در برابر آن نشسته‌اى ! زيرا اين ميز بىجهت در برابر تو گزارده نشده ! و اين خود به جنايتكارى او بيشتر ارتباط داشت تا به نوازش و مهر پادشاه دربارهء او . چنان كه آتنيان او را به رشوه‌گيرى متهم ساخته و حكم به نابوديش دادند . تنها نيكى كه ارتخشثر پس از آن همه بديها به يونانيان كرد برداشتن تيسافرنيس از آسياى كوچك بود . اين مرد كه دشمن بزرگ يونانيان و بدخواه ايشان بود در نتيجه گناهانى كه از او برمىشمردند به فرمان ارتخشثر كشته گرديد . كوشش باروساتيس نيز در اين كار دخالت داشت . زيرا پادشاه به كينه خود درباره‌ى پاروساتيس پاىبند ننموده ديرى نگذشت كه كس فرستاده او را به دربار باز خواند و با او آشتى كرد . چه مىديد كه او زن دلاور خردمندى است و همه گونه شايستگى را دارد و از آن سوى مانعى در ميانه از خوشدلى با هم با جهتى كه براى رميدن از يكديگر باز نمانده بود . از اين پس پاروساتيس هميشه در برابر خواهشها و آرزوهاى پادشاه سر به خرسندى فرود مىآورد و هرگز خورده‌اى بر او نمىگرفت و اين بود كه نزد او سخت گرامى گرديده داراى همه‌گونه نيرو شد .

--> ( 1 ) . Timogoras ( 2 ) . Beluris